زين الدين محمود واصفى
282
بدايع الوقايع ( فارسى )
مبرم به همراهى خواجه نظام متوجه ولايت بخارا شدند . چون موكب حشمت مناقب امير عرب نزديك به قصبهء غجدوان رسيد ، حضرت عبيد اللّه خان با تمام امرا و وزرا و اركان دولت و اكابر و اعالى و افاضل و اهالى و اشراف و اعراف ولايت « 1 » بخارا به استقبال متوجه شدند . از يك ميل راه كه ديدهء عبيد اللّه خان مكحل به غبار موكب آن شهسوار عرب گرديد ، با جمعى سپاه از اسپ پياده شده ، كسى پيش فرستاد كه حضرت امير البته عنايت كرده از اسپ فرود نيايند ، عبيد اللّه خان پياده و امير عرب سواره ملاقات كردند . از مقام ملاقات تا شهر مسافت دو فرسنج بود . امير عرب از بىوفائى و بىاعتبارى دنيا حكايت مىپرداخت و عبيد اللّه خان از سحاب ديده خاك راه را گل مىساخت . از جملهء ابيات عربى و فارسى كه بر صفحهء بيان آمد اين ابيات بود كه نوشته شد : انّما الدّنيا فناء ليس للدّنيا ثبوت [ 52 a ] * انّما الدّنيا كبيت نسّجتها العنكبوت [ بيت ] يا من بدنياه اشتغل * قد غرّه طول الامل الموت يأتى بغتة * و القبر صندوق العمل [ بيت ] و من يرجو من الدنيا وفاء * كمن يرجو شرابا من سراب « * » ينادى ملك فى كلّ يوم * لدوا للموت و ابنوا للخراب « 2 » « * * »
--> ( 1 ) - P : شهر ( 2 ) - اين بيت در B نيست و در A و C در حاشيه است ( * ) س 19 : سرابى ( * * ) س 20 : و ابنو للخرابى